محمد رضا واليزاده معجزى

97

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

فصل سوم غوغاى جمهوريت و تبعات آن در لرستان سال 1303 شمسى براى ايران و نيز براى لرستان سالى پرحادثه بوده است و قضايا [ يى ] پشت سر هم دولت و ملت را نگران مىساخته : مسأله لرستان كه براى دولت و بويژه سردار سپه [ . . . ] نهايت اهميت را داشته است از يك طرف ، موضوع قيام خزعل سردار اقدس ، تاسيس كميته قيام سعادت ، شكايت مشاراليه از سردار سپه به مجلس شوراى ملى و تجمع عده كثيرى از عشاير مسلح عرب و بختيارى به دور خزعل براى جنگ با دولت [ از طرف ديگر و همچنين ] محاصره پادگان نظامى خرم‌آباد از طرف عشاير و طوايف بالاگريوه و بيرانوند و پاپى و روميانى و چگنى و قطع سيمهاى تلگراف [ و ] تلفن و تحريكات عناصر بيگانه‌پرست [ در مركز ] . در همين اوقات بود كه زمزمه جمهوريخواهى از هرطرف به گوش مىرسيد و كم‌كم به همه‌جا سرايت كرد و طولى نكشيد كه سيل تلگراف و طومار از ولايات به مركز سرازير شد [ . . . ] . مسأله جمهوريت . . . براى سردار سپه به تمام معنى اسباب زحمت شده بود . تا بدان‌جا كه شخص احمد شاه و وكلايى كه در مجلس با او مخالف بودند و بعضى محافل منتسب به قاجاريه وى را مسبب بلند شدن اين سروصدا مىدانستند و بالاخره سردار سپه در 15 فروردين‌ماه 1303 اعلاميه‌اى صادر نمود و استعفاى خود را از مقام رياست وزرا به مجلس شورا فرستاد و متعاقب آن بخشنامه‌اى براى قشون و سران لشكرها فرستاد [ . . . ] . عكس العمل امير احمدى در مقابل اين بخشنامه ارسال تلگراف زير بود : « مقام محترم دار الشوراى ايران ! متحد المال كه اخيرا از طرف مقام منيع بندگان حضرت